الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

272

الغدير ( فارسي )

و براى آن دو ( معاويه و عمرو بن عاص ) در اين قضيه معاتبه و مؤاخذه مشهورى است و شعرى نقل شده ، از جمله اين ابيات عمرو است : تعاتبني ان قلت شيئا سمعته و قد قلت لو انصفتنى مثله قبلي أنعلك فيما قلت نعل ثبيتة و تزلق بي في مثل ما قلته نعلي و ما كان لي علم بصفّين انّها تكون و عمّار يحث على قتلي و لو كان لي بالغيب علم كتمتها و كابدت اقواما مراجلهم تغلي ابى اللَّه الَّا انّ صدرك واغر علىّ بلاذنب جنيت و لا ذحل سوى اننى و الراقصات عشيّة بنصرك مدخول الهوى ذاهل العقل ترجمه - مرا عتاب و مؤاخذه ميكنى به گفتن چيزى كه آن را شنيده‌ام ؟ در حالتى كه اگر با من انصاف كنى خود مانند آن را پيش از من گفته اى ، آيا پاپوش تو ، در آنچه گفتى ثابت و استوار است و پاپوش من در گفتن سخنى نظير سخن تو مرا ميلغزاند ؟ و مرا بصفين آگاهى نبود كه فراهم مىشود و عمار تحريص بر كشتن من مينمايد ، اگر مرا علم غيبى بود آن گفتار را كتمان ميكردم و مشقتهاى گروهى را كه سينه هايشان از حسد ميجوشد تحمل ميكردم ، خداوند إبا فرموده جز اينكه سينهء تو بر من خشمناك باشد بدون گناه و جنايتى كه مرتكب شده باشم و يا خونى كه بر گردن من باشد ، جز اينكه من قسم بشتران راه رو در وقت شام نسبت به يارى تو كم ميل و پريده عقل ميباشم . و معاويه با ابياتى به او پاسخ داد ، از جملهء آن ابيات : فيا قبّح اللَّه العتاب و أهله ألم تر ما اصبحت فيه من الشغل فدع ذا و لكن هل لك اليوم حيلة تردّ بها قوما مراجلهم تغلي دعاهم عليّ فاستجابوا لدعوة احبّ اليهم من ثرى المال و الاهل ( 1 )

--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 2 صفحه 274 .